الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
106
تفسير تطبيقى (فارسى)
شبيه به اين آيات در سوره انبيا ( آيات 7 و 8 ) ذكر شده است ، آنچه كه به بحث ما مربوط مىشود بررسى « اهل الذكر » در اين آيات و تعيين مصداق آنهاست . در اين باره دو احتمال مطرح شده كه بنا به هر دو احتمال اهل الذكر بر اهل بيت تطبيق مىشود ، بنا به يك احتمال تنزيل اين آيات ( با توجه به سياق آنها ) خطاب به مشركان است آنان گمان مىكردند پيامبرى كه از جانب خدا برانگيخته مىشود نبايد همانند ساير آدميان از جنس بشر باشد ، قرآن در اين آيات به مشركان مىگويد براى رفع اين توهم به اهل الذكر رجوع كنند و درباره جنس رسولان پيشين بپرسند . اهل الذكر بنابراين احتمال ، اهل كتاب خواهند بود چون آنان از پيامبران سابق اطلاع داشتهاند . قرآن در اين مورد اهل كتاب را مرجع پاسخگويى و رفع شبهه قرار داده و صلاحيت آنان را در اين باره محرز دانسته است البته روشن است اين به معناى مرجعيت اهل كتاب براى رفع شبهههاى ديگر نيست چون صلاحيت اهل كتاب در امور ديگر ( چه رسد به صلاحيت عمومى آنان ) قابل اثبات نيست . « 1 » پس بنابراين احتمال ، تنزيل آيه درباره مشركان و اهل الذكر ، اهل كتابند ليكن چون قرآن همچون خورشيد و ماه در جريان مستمر و پيام آيات همواره زنده است ، آيات به مورد نزولش محدود نشده و در انحصار زمان متوقف نمىگردد « 2 » بلكه يا به صورت تأويلى در طول تنزيل يا اساس در عرض تنزيل به صورت مراد مستقل بر افرادى ديگر تطبيق مىشود ، شناخت تأويل آيات قرآن به اين معنا ، اختصاص به خدا و راسخان در علم دارد كه ائمّه طاهرين در رأس آنانند . « 3 »
--> ( 1 ) . چون اهل كتاب در مقام بيان حقايق ، قابل اعتماد و اعتبار نيستند ، حقايق را كتمان مىكنند ( مائده ، 15 ) آنان دچار غلو در دين ( مائده ، 77 ) درصدد انتقامگيرى از مؤمنان ( مائده ، 59 ) مترصد براى كشاندن مؤمنان به موضع كفر ( بقره ، 109 ) و . . . مىباشند . شايد از اين روست كه در برخى از روايات اشاره شده كه اگر « اهل الذكر » اهل كتاب باشند آنان ما را به دين خود فرا مىخوانند و دين خود را برتر از اسلام معرفى مىكنند ( ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 211 ، ح 7 و . . . ) ( 2 ) . ر . ك : تفسير العياشى ، ج 1 ، ص 85 ، ح 31 و 36 ؛ عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 87 ، ح 32 ، 130 ، 9 ؛ امالى ، ج 2 ، ص 193 ، ح 4 . ( 3 ) . اين مطلب پيش از اين در بحث آيه هفتم سوره آل عمران ، به اثبات رسيد .